دختر کوچولوی مامان ناناز مامان هلنا جونم شش ماه شدنت
مبارک عزیز دلم
دو هفته پیش برای واکسن شش ماهگی پیش دکترت رفتیم خانم دکترت خیلی دوستت داره قبل از اینکه واکسن برات بزنه کلی با هات بازی کرد تو هم براش کلی خندیدی وقتی واکسنت زد اولش یه گریه کوچولو کردی فدات بشم اخه درد امده بود . یه روز تمام بی حال بودی اشتها هم نداشتی ولی خدا را شکر فرداش بهتر شدی والان هم که اینو برات می نویسم یادت رفته که واکسن زدی الان خیلی بزرگ شدی کارای جدید و تازه هم بلد شدی برای خودت از این ور اتاق به اون ور اتاق غلت می زنی
بعضی وقت ها سینه خیز می ری ولی انگاری بیشتر غلتیدن
دوست داری از اینکه خودتو تو اینه می بینی کلی ذوق می
کنی همیشه برای کندن موهای مامان اماده ای 
glitter-graphics.com
عاشق انگشتای پاهاتی و حسابی دوسشون داری
داشت یادم میرفت بدون کمک می شینی
>عاشق اواز خوندن هم هستی همیشه با صدای بلند برای مامانی می خونی
منم کلی ذوق می کنم ![]()


















